اعتراض

درد ضربدر درد

اعتراض

درد ضربدر درد

اعتراض

این‌ صفحه‌ی پر از خش درد مشترکیست که مالکیت خصوصی ندارد، تازه به دوران رسیده‌‌ای که پدر و مادرش را در اعدام‌های دسته‌جمعی وبلاگ‌ها از دست داده است، این جا خبری از صنعت چاپ و رسالت چاپیدن نیست، این جا فالوئر، شیعه و حواریون نداریم، این جا با شراب کهنه و آب تشنه به آفرینش خدایان اعتراض داریم.

آخرین مطالب

۴ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

آخر شب خوابت که می آید نتوانستنی از جنس پیری به سراغت می آید،شبانه روزی که هدر رفت،عمری که آب رفت. هر چه قدر تلاش می کنی قلم،عصای دستت شود تو و قلم با هم زمین می خورید. چشمانی که صبح بی دلیل باز شده بودند آخر شب با دلیل بسته می شوند، دلیلش می شود خستگی یا همان زندگی. به دنیا می آییم تا از دنیا برویم، از خواب برمیخیزیم تا دوباره بخوابیم، این همان صفر شدن سیصد و شصت درجه است. می گویند شب را مایه ی آرامش قرار دادند، آرامشی که در بیداری به دنبالش بودی در خواب، در خواب ابدی به تو می دهند. نه این طور نمی شود، اگر این گهواره را تکان داده اند و رفته اند تو زندگی ات را به تلافی تکانی بده، منتظر آسمان،باران نمان، این جا آب را هم با عذاب، با سیلی سیل می دهند. منتظر زمین،کربلا نباش، آن جا حسین را با ارز مسافرتی شهید کرده اند. اگر با این خشونت دزدپرور دست،پا و چشمت را بستند تو با فکر بازت به آن ها چشم مگو. اجازه نده عوضی ها عوضت کنند. برخیز و بر طبل شادانه بکوب، اگر قرار بر مردن است لااقل زنده بمیر.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۷ ، ۰۰:۳۴
i protester

از برق چشمان تو من شارژ می شوم، باخت های سنگین زندگی ام با برد تمام می شود. از بس که چشمان تو مثل رود پاک بوده اند ،این سال ها با آب پشت بغض های تو در فکر احیای رودخانه ها بوده اند.گفتم به روزگار نزدیک بین که چشمان تو توربین نیست، برق می خواهد از دولت بخت خویش طلب کند.از پارسال تا به امسال چه آب هایی که در خم شراب نریخته اند، چه کلاه هایی که از سرها، چه سرهایی که از تن ها بر نداشته اند،  چه عکس هایی که از رخ یار من به اخم تصویر نکرده اند، چه کمرهایی که از من خم نکرده اند، یک سال دگر با گذشت تو گذشت، بخند ای نازنین که روی خندان تو خوشی آخر شاهنامه، خوشی آخر این نامه، پیرهن یوسفیست که به کنعان می برند. چشمان دنیا از برای آمدنت، چشمان من از برای به دنیا آمدنت روشن.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۷ ، ۰۰:۲۷
i protester
این ارز هر روز به چشمان من و تو زل می زندو بالا می کشد. آخر فکر کرده پایین کشیدن زشت است،بی آبرویی می آورد. از بس که مردم برای کار دولتی کف پای دولت را بوسیده اند،کف پای دولت صاف،ازخدمت به مردم معاف شده است. کتاب های اقتصاد نایاب شده اند، نه این که کتاب خوان ها زیاد شده اند،اقتصاد مال خر بوده،غذای چهارپایان تمام شده است.کارگران و کارگزاران هر دو،سوراخ کمربند کم آورده اند، مهم نیست از کدام جهت، مهم آن است که کم آورده اند. تحریم دوستی نشانه ی وطن دوستی شده،ازکعبه ی سیاه تا کاخ سفید کیک و ساندیس توزیع شده است .مردم دارند گیج می زنند توی همین گیجی مردم را بیشتر می زنند. بزرگداشت اهل قلم با استقبال نیروهای امنیتی برگزار می شود، کسی اسلحه به دستان، اسلحه ی اسلحه به دستان، هیچ کدام را تحویل نمی گیرد. تنها از آقایان برای ورود به ورزشگاه پول می گیرند تا نتیجه ی پول هایی که دولت از جیبشان برداشته از نزدیک ببینند، دفاع از حقوق زنان، از خانم ها پول نمی گیرند. شهروندان بهایی و غیر بهایی، با بهانه و بی بهانه، وکیل و موکل دستگیر می شوند، آن که گیر می دهد هم دستگیر می شود،جمهور یعنی مردم رییس جمهور  هم یعنی رییس مردم و نوکر ارباب،بحث تفکیک قوا مطرح است ور نه با تجمیع قوا، مردم همه با هم دستگیر می شوند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۷ ، ۲۳:۲۰
i protester
دیشب که موقع خواب، امید یک ساعت بیشتر خوابیدن را داشتید، گمان می کردید امشب نور علی نور شود و برای همیشه خوابیده باشید؟ بعد از این همه هواخوری در اهواز، نوبتی هم که باشه، نوبت زمین خوردنتان بود؛ اما بیماری خوزستان کم آبی بود نه کم خونی، چه کسی به شما گفت به زمین خون بدهید؟ نمی دانید این خاک فرق لاله و لوله را نمی داند؟
آن انقلابی که بر سر تفنگ های پر، گل می گذاشت، این چنین بر سر مردمش کلاه گذاشت، گفت احترام به همه ی اقوام، اما نگفت منظورش از اقوام، فک و فامیل خودش بوده. ترسم از این انقلابی که بر سر تفنگ های خالی، بر سر سرباز، بر سر پسر بچه ی ناز، منت آزادی از خدمت، نظام و دنیا گذارد.
#حمله_تروریستی_به_اهواز
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۲۰:۲۰
i protester